شنبه

روزنامه ابتکار را هم بستند -- از خاتمی هم بخار بلند میشد اما از روحانی خیر


رای من به  هموطن فضول


چند روز پیش پرسیده بودم آیا  که روحانی در این امتحان جسارتی که حزب الله با گشودن زنجیر سگ هایش مقابلش گذاشته رفوزه خواهد شد یا خیر، حقیقتش  ته دلم این امید بود که شاید غلطی بکند، یا اگر کاری نمیکند حد اقل حرفی بزند، بگوید آخ، اشاره ای بکند، اخمی، اشکی، نفس عمیقی، لااقل یک نشانه ضعیفی از حیات و احساس مشکل و مسئولیت  از خودش نشان بدهد... اما چه حیف که همان یک ذره هم توقع زیادی بود.  نامرد خودش را به مردن زده تا حدی که به قول معروف از خاتمی هم بخار بلند میشد اما از این خیر... 
بعد از حمله کذایی به بند ۳۵۰ اوین، نه تنها رئیس سازمان زندان ها برکنار نشد، بلکه بعد از اینکه مقامش رو عوض کردند روزنامه ابتکار را هم به جرم اینکه تیتر زده بود «برکناری رئیس سازمان زندان ها» بسته اند.
  
ضمنا عکس اون بیلبورد باحال رو از این لینک هموطن فضول گرفتم.

سه‌شنبه

تکرار امتحان کوی دانشگاه در زندان اوین: خاتمی رفوزه شد، روحانی چه خواهد کرد؟




آنچه واضح به نظر میرسد این است که حمله اخیر به اوین و قلع و قمع بی رحمانه  زندانیان بی دفاع، تکرار واقعه، یا بهتر بگویم، تکرار جسارتی است که بخشی از حکومت به مثابه امتحانی در مقابل خاتمی گذاشت و خاتمی با زبونی و عدم شجاعت مثال زدنی خودش از آن خط امتحان عقب نشست و به این ترتیب شکست های آینده خودش و اصلاح طلبها در مقابل تند رو های خشونت گرا را پایه ریزی کرد.

بنا بر این سئوالی که تمام طرفداران روحانی باید به روشنی از خودشان بپرسند منتظر پاسخ عملی به آن از سوی روحانی باشند این است که آیا روحانی از یک سو آزادگی و حقانیت، و از سوی دیگر جربزه و شجاعت آن را دارد که این عمل را بی پاسخ نگذارت و از این امتحان سربلند بیرون بیاید یا خیر؟ 

خوشبختانه این سئوالی نیست که مبهم باشد یا پاسخش نیاز به سالها وقت داشته باشد.  سنگ محک اکنون روشن و بی ابهام بر چهره روحانی فرود آمده است، و روزها و هفته های آینده  عیار وی را به سرعت روشن خواهد ساخت. 


جمعه

موقع آن رسیده است که ایران بابت عمل اشتباه و غیر اخلاقی گروگان گیری دیپلمات های آمریکایی از مردم آمریکا عذر خواهی کند




در زندگی هر انسانی و هر ملتی روزهایی میرسد که چشم آدم ها با گذشت زمان بر بعضی واقعیت ها باز میشود، و قادر میشوند تا در صحت بعضی چیزهایی که روزی برایشان «واضح و مبرهن» به نظر میرسید شک کنند.  

دولت و ملت آمریکا بعد از گذشت چهل سال از کودتایی که عواملش در ایران طراحی کردند به مرحله ای از رشد و بلوغ بین المملی رسید که توانست به روشنی به اشتباهی اعتراف کند که میتوانست تا مدتها به راحتی در پشت در های بسته و مدارک محرمانه مخفی نگاه دارد، و از مردم ایران عذر خواهی کرد.

آیا آن زمان نرسیده که دولت و مردم ایران هم به درجه ای از بلوغ اجتماعی و سیاسی در میان جامعه بین المللی دست بیابند که قادر باشند به رفتار زشت و ناپسندی که سی و پنج سال پیش انجام دادند نگاه مجددی بکنند و مسئولیت اشتباه تاریخی خود را قبول کنند، و از مردم آمریکا به خاطر به گروگان گرفتن غیر اخلاقی دیپلمات هایشان بر خلاف عرف و عادت و قوانین بین المللی عذر خواهی کنند؟

آیا مثلا تجربه تلخ جمعی اخیر و دردی که به گروگان گرفته شدن مرزبانان کشورمان بر ما تحمیل کرد این قدرت را نداشت که ما را به فکر بیاندازد که چه دردی به مردم و خانواده های دیپلمات های آمریکایی تحمیل کردیم زمانی که آنها را به گروگان گرفتیم و بیش از یک سال در بند نگاه داشتیم؟  

اشتباه کردن غیر قابل اجتناب است و هیچ فرد یا ملتی، دانا یا نادان، در زندگی و در تاریخ خود از آن در امان نبوده. اما آنچه انسانها و ملت های دانا را از نادان ها جدا میکند عکس العملی است که قادرند در قبال اشتباه خود نشان دهند. 

یکشنبه

رفسنجانی در مصاحبه جنجالی:‌ در زندان آنقدر به آیت الله خامنه ای تجاوز شده بود که هنگام آزادی لباس زیرش پاره پاره بود




 هاشمی رفسنجانی در مصاحبه بسیار جنجال برانگیزی با روزنامه اعتماد که در ویژه نامه نوروزی امسال آن چاپ شده است سخنان قابل تاملی در مورد تجربیات شخصی تلخ آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در زندان های زمان شاه زده است.  به گزارش رویش نیوز به نقل از مشرق، هاشمی رفسنجانی در بخشی از گفت و گو با ویژه نامه نوروزی روزنامه اعتماد در پاسخ به این سوال که «از مقام رهبری نقل شده که یک روز سلول انفرادی مساوی با ۱۰ روز در زندان عمومی است، چرا پیگیری نمی شود؟»، گفت: ایشان بارها به خود من گفتند، اینهایی که بچه های مردم را زندانی می کنند، اگر خودشان به زندان رفته بودند، این کارها را نمی کردند.

وی سپس در پاسخ به این که «آیا آیت الله خامنه ای در مورد پی گیری تعدیات جنسی و تجاوزاتی که در کهریزک انجام گردیده بود دستورات داده بودند یا خیر؟» گفت، «ایشان [خامنه ای] خودشان خوب می دانند معنی انفرادی یعنی چه» و سپس  خاطره ای خصوصی از زندان رفتن رهبر جمهوری اسلامی در همین رابطه اشاره کرد و گفت : «خود ایشان هشت ماه در زندان کمیته مشترک بود که هیچ کس از وضع ایشان اطلاعی نداشت. هیچ ارتباطی با بیرون نداشت و هیچکس نمیدانست چه بلاهای بر سر ایشان آوردند.  جدیت قضیه تا حدی بود که وقتی آزادشان کردند، لباس های زیرش پاره پاره بود. به مغازه یی در باب همایون رفت تا لباس های زیر بگیرد که پول نداشتند حتی اینقدر پول نداشتند که کرایه تاکسی را بدهند، قرض کردند و ساعت شان را به مغازه دار گرو دادند.»

مسلمانان دیروز: «بهشت زیر پای مادران است» فمینیست ها امروز: «الله لای پای زنان است»


به نظر میرسد این قرائتی نو و فمینیستی باشد از نماد مرکزی جمهوری اسلامی که همان آرم «الله» نقش بسته بر پرچم جمهوری اسلامی باشد:



دوشنبه

نقش عمیق «باد شکم» در بطن ناخودآگاه نظام مقدس اسلامی


یادش به خیر مرحوم فروید،  میگفت اگر خواستی بدونی ملت توی ضمیر ناخودآگاهشون به چه چیزایی بیشتر فکر میکنند کافیه به اشتباهات لپی شان توجه کنی.  میگفت محتوای اشتباهات لپی اغلب چیزهایی هستند که ملت دلشان میخواهد از آن صحبت کنند و باآن سروکله بزنند اما محیطشان به آنها این اجازه را نمیدهد، اینست که این افکار به شکل «ناخودآگاه» و «سرزده» خودشان را وارد میدان گفتگو میکنند...

بگذریم، نکته این که به این ترتیب این دوتا ویدئوی زیر را اگر طبق ایده فروید نگاهشان کنیم خود به خود نشان دهنده نقش محوری و ناخودآگاه «گوز» در بطن ضمیر نظام مقدس جمهوری اسلامی هستند :)

ویدئوی اول در باب رحلت جانگوز امام راحل: 



و ویدئوی دوم در باب آقای گوزا:


یکشنبه

روحانی: طراحی پنتاگون را از پنج تن آل عبا تقلید کرده اند





به گزارش خبرگزاری فارس نیوز (Farce News)، حسن روحانی پس از افشاگری روز یکشنبه اش در جمع طلاب خوزستانی، که در آن مشخص شد معماران دانشگاه آکسفورد  حدود ۹۰۰ سال پیش ساختمان آن دانشگاه را بر اساس مدل مدرسه فیضیه قم که ۹۰ سال پیش ساخته شده است طراحی کرده بودند، امروز در جمع طلاب علی آباد سفلی افشاگری کوبنده دیگری در مورد یکی از طراحی های مهم در قلب آمریکا انجام داد.  

طبق این گزارش، روحانی در جمع طلبه های علی آبادی اعلام کرد، «همانطور که هفته گذشته هم عرض کردم، غرب هر چه دارد از اسلام دارد.  آن از آکسفوردش، و اگر بخواهم یک نمونه دیگر هم برایتان بگویم، شما ساختمان پنتاگون را در نظر بگیرید، یکی از مهمترین و اصلی ترین معماری هایی که در قلب دولت آمریکا قرار گرفته و در واقع مرکز نظامی ایالات متحده  است.  خوب خیلی ها شاید ندانند، اما حتی کلمه پنتاگون را اینها از اسلام به عاریت گرفته اند.  شما ببینید، این کلمه «پنتا» معنیش چیست؟  «پنتا» در واقع  همان «پنج تا»، یا به عبارت صحیح تر همان «پنج تن» است که خود شما خوب میدانید در فرهنگ شیعی چه اهمیتی دارد. اصلا ایده درست کردن یک جایی به نام «پنتاگون» تقلیدی است از تفکر اسلامی که در «پنج تن آل عبا»یا همان پنج گوشه تفکر مترقی شیعه متبلور شده.  البته آن هم تقلیدی کور و ناقص.»


با تشکر از چین چیلای عزیز!